تبليغاتX
گوگولی
سلااااااااااااااااااااام
سلام به همه گوگولیا

من بعد از مدت طولانی اومدم

اما بازم میخوام برم

اخه کنکور ۸۹ نمیذاره کارای متفرقه انجام بدم

دلم واسه همتون میتنگه

واسم دعا کنید

و سعی کنین موفق باشییییییییییییییین

بای بای گوگولیای عزیییییییییزم

|+|نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 ساعت 19:26 توسط گوگولی |

سلام گوگولیا

خیلی ممنون از این همه نظر

واقعا دیگه چشمام درد گرفت از بس نظرای شما ها رو خوندم

دستتون درد نکنه

خیلی به یادم بودین

من وبلاگایی رو که تو پست قبلی گفته بودم ساختم

هر کسی که دلش می خواد بره سر بزنه

اینم لینکشون

ویلاگ سما : www.samayumygirls.blogfa.com

وبلاگ علمی : www.knowledgesociety.blogfa.com

منتظرتون هستمااااااااااااااااااااا

بای بای گوگولیا

|+|نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر 1387 ساعت 22:5 توسط گوگولی |

خداحافظی
گوگولیای گوگولی سلام

اومدم خداحافظی کنم

خداحافظی خداحافظی هم که نه

اما خب می خوام این وبلاگ رو پر کنم از مطالبی درباره جد گرامیم اشو زرتشت

علاقه مندان گوگولی می تونن بیان سر بزنن

اما بعضی ها حوصله این جور مطالبو ندارن

می خوام دو تا وبلاگ دیگه بسازم

یکیش واسه بچه های مدرسمونه که سما باشه

خیلی باحاله

یکی دیگش هم مطالب و مقاله های علمی میریزم توش واسه کسایی که می خوان

می تونین موضوع مطالب یا مقاله هایی رو که می خواین همون جا اعلام کنید تا واستون بذارم

اگرم دوست نداشتین به هیچ کدوم سر نزنین

لینک این دو تا وبلاگو که گفتم تو پست بعدی می ذارم

خلاصه هر چی بدی از من دیدین یا اگه یه وقت اذیتتون کردم منو ببخشید

واسم دعا کنین

گوگولیا دوستون دارم

بای بای

|+|نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387 ساعت 19:33 توسط گوگولی |

 درود بر اشو زرتشت

هم میهنانم! هم کیشانم! بدانید که:



آنان که از خود هیچ ندارند برای بزرگ نمایاندن خود و باورهای خود ناچارند به ما به دین ما به بزرگان ما و به گذشته ی پرافتخار ما هجوم برند و بتازند! پاک کردن کارنامه و چهره ی زشت و پلیدی که از خودشان در درازای سده ها از خود برجای گذاشته اند آن چنان سخت و دشوار است که این دیوان و دروندان ناچارند نخست دیگران را خراب کنند و به زیر بکشند تا - شاید - بتوانند در سایه ی چنین کرداری جایی برای خود و باورهای خود در دل ها و اندیشه های جوینده باز کنند! چرا که این راه بس آسان تر از تبلیغ باورهای خودشان است!

بیایید دربرابر این ها صبر پیشه کنیم و راه آن ها را در پیش نگیریم که میوه ای جز دشمنی و کینه نخواهد داد و فراموش نکنیم که در همین موقعیت ها و در همین جاهاست که به بهترین شیوه می توانیم برتری خود را به "شنوندگان و خوانندگان و بینندگان" و داوران اینگونه مناظره ها (و به بیان خود اشو زردشت این "دانشجویان") بنمایانیم...

از یاد نبریم که سرورمان اشو زردشت پیش از هر چیز ما را به سوی "اندیشه ی نیک و گفتار نیک و کردار نیک" فرا می خواند.

پس بیاید در برابر این ها. دین و آیین ها و باورها و گذشته ی پرافتخارمان را آنگونه که شایسته است و آنگونه که خودمان می شناسیم به مردم بنمایانیم... اگر در برابر این تهمت ها و توهین ها از تهمت و توهین بهره جوییم نه تنها راه آنان را در پیش گرفته ایم بلکه هم اندیشه و هم گفتار و هم کردار نیک را نیز قربانی خشم خود کرده ایم! در این صورت آیا شایسته است که خود را بهدین بنامیم؟! آیا رواست که خود را پیرو اشوزردشت بدانیم؟! که خود را عاشق زردشت بدانیم؟!

گمان می برید این مقابله و برخوردی که با ایران باستان و دین بهی و آیین های باستانیمان می کنند نشانه ی چیست؟!! آیا نشانه ی ترس... کینه...و ضعف...نیست؟؟!!

و چرا دین بهی و آیین های باستانی؟ چرا ایران باستان؟ چرا با دیگر دین ها با دیگر آیین ها اینگونه برخورد نمی کنند؟؟؟ چرا "ایران باستان" مورد هجوم این -انیرانی های ایرانی نما- قرار می گیرد؟؟؟ چون گرایش جوانان ایران زمین به سوی ایران باستان و به سوی سرورمان اشو زردشت افزایش شگفت انگیز و غیر قابل انکاری داشته است!

دوستان گرامی! هم میهنان گرامی! هم کیشان گرامی! :

شاد باشید! به مقابله برخواسته اند چون احساس ترس می کنند...

می ترسند و تهمت می زنند و توهین می کنند چون راه دیگری ندارند! از چه بگویند؟؟ از کدام بزرگی؟؟ از کدام افتخار؟؟ از کدام پیشینه؟؟

بیایید از خشم و پرخاشگری این ها بهره ببریم و درس بگیریم و البته فراموش نکنیم که داوری کار "شنوندگان و خوانندگان و بینندگان" (و همان "دانشجویان") است.

فراموش نمی کنیم که سرورمان اشو زردشت درباره ی پیام اهورایی خود فرمود:
" این سخنان برای آن کس که نیک آگاه است و با منش نیک آن ها را در می یابد - آشکار- است."

و همینطور فرمود:
" دانای روشن بین باید - دانشجو - را -بیاگاهاند- تا مبادا نادان کسی را بفریبد و گمراه کند و تو خود ای اهورامزدا! تو ما را آموزگار منش نیک باش."

و باز فرمود:
" آرمیتی هرکجا که اندیشه در -پرسش- و -دودلی- باشد هر کس را که از دل و منش خویش بانگ بر می آورد - خواه دروغ گفتار و خواه راست گفتار. خواه نادان و خواه دانا - راهنمایی خواهد کرد. "

پس بیایید در برابر این "دیوان" صبور باشیم و به جای مجادله و درگیری در بحث های بیهوده و بی ارزش آگاهی آن "دانشجو" را بیافزاییم و مزدا را تنها آموزگار خود و تنها آموزگار "دانشجو" بدانیم و از یاد نبریم که خود هم "دانشجو"ی او هستیم و باور داشته باشیم که هر کس هرگاه از ته دل به دنبال این دانش باشد از سوی همان آموزگار بزرگ و سرور دانایان به راه خود رهنمون خواهد شد.

در پایان باز هم از بهدینان و از عاشقان دین بهی و عاشقان سرورمان اشو زردشت و عاشقان ایران زمین و تک تک هم میهنانم خواهش می کنم راه زشت و ناشایسته ی این انیرانی ها و این دیو صفتان که چیزی جز - تمسخر و توهین و تهمت به باورهای دیگران - نیست را در گسترش اندیشه ی "ایرانی" و اندیشه ی "زردشتی" در وبلاگ ها و سایت ها و گفت و گو های خود در پیش نگیرید که نه راه سرورمان.سرور دانایان.خدای یکتا -مزدا اهوره- است و نه راه سرورمان اشو زردشت.

اگر قصد برخورد داریم بیایید دست کم خشم خود را فرو خوریم و همین برخوردمان هم در سایه ی " اندیشه و گفتار و کردار نیک " باشد و باز هم اگر اینگونه نبودیم دست کم خود را نماینده ی دین بهی نخوانیم.

با سپاس...
و با امید پیروزی و بهروزی برای شما... برای ایرانی... و برای ایران زمین...
ایدون باد و ایدون تر باد

|+|نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387 ساعت 12:21 توسط گوگولی |

مخصوص دانش آموزان محترم..............
سلام به همه دوستان گوگولی

مخصوصا دانش آموزاش ............

میبینم که فردا روز دانش آموز هست و منم که دانش

آموز ............

گوگولیای محترم روزتون مباررررررررررررررررررررررررک

این دفعه درساتونو بخونید تا مدیر مدرسه بهتون جایزه

بده

اونایی هم که دانش آمو نیستن خاطره های دوره

دبیرستانشونو مرور کنن که چقدر مسخره معلما می

کردن و بقیش دیگه بماند .............

راستی نظر یادتون نره گوگولیا

تا پست بعدی بای باااااااااااااااااااااااااای

 

 

|+|نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387 ساعت 21:8 توسط گوگولی |

سلاااااااااااااااااااااام به همه گوگولیا

مخصوصا دخترااااااا

امروز روز دختره ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه

دخترا روزتون مبارک

منم دخترماااااااااااااااااااااا

به همین مناسبت یه مهمونی گرفتم

همه دخترا هم دعوتن

         dancegirl2.gif

                  The image “http://qsmile.com/qsimages/227.gif” cannot be displayed, because it contains errors.

 

                     دخترای خوب حالا نوبت می رسه به شاااااااااااااام

 

 

      The image “http://qsmile.com/qsimages/91.gif” cannot be displayed, because it contains errors.       Picnic

 

Romantic Dinner 36.gif

 

 

263.gif

دخترای خوشکل حالا باید برقصییییین

227.gif227.gif227.gif227.gif227.gif227.gif

 

ببینم کدومتون خوشکلتر می رقصیناااااااا

870931izml73cqmc.gif               985658hgu7yqfuh6.gif

 

577735hg3xn1yqr6.gif                       MAN2

 

MAN3

خب بچه ها بسه دیگه

مهمونی تموم شد

برین خونه هاتون

درساتونم بخونبن

بای بااااااااااااااااااااااااااااااااااای

|+|نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387 ساعت 15:23 توسط گوگولی |

 

 

خوب مثل همیشه اول سلام

بابا آرومتر جواب بدید یکی خوابه اینجا

بیدار میشه ها.....

اگه سر و صدا نمیکنید میتونید بی سر و صدا برید و ببینیدش...

فقط ساکت که از خواب نپره....

نمیدونم این ور دوربین چه خبر بوده که این دوستمون اینجوری خوابش برده....

البته شاید شب قبلش داشته فوتبال می دیده..

یا شایدم فیلم سینمایی...یا...بیخیال

ولی واقعا خنده دار رفته توی مکاشفه.....یعنی اصلا به توضیح من نیازی نداره...

من نمیدونم اون خانومه داره به چی میخنده.....بابا خوب خسته است ....شب تا صبح جون کنده عرق ریخته بنده خدا.......

راستی بچه ها من این مطلبو از وبلاگ اقا سعید کپی کردم

اینم لینکشهhttp://www.wind-dancer.blogfa.com/

|+|نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387 ساعت 19:57 توسط گوگولی |

 

از همه اندوهگین تر...

شخصی است که از همه بیشتر می خندد.

                                                                 ژان پل سارتر 

|+|نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 ساعت 15:2 توسط گوگولی |

 

به به

سلام دوستای گوگولی خودم

آقا محسن رفتم مطلب خریدم

چندی قبل همه عنوان می كردند كه گلشیفته قوانین ایران را زیر پا نگذاشته و با كلاهگیس بازی كرده (حتی محمدرضا شریفی نیا) اما تعدادی كه از پشت صحنه با خبر بودند می دانستند كه گلشیفته رفته تا به قله ی تپه ی هالیوود برسد.
باور کنین این دیگه نمی تونه بر گرده
http://i35.tinypic.com/2cpulpw.jpg

 

http://i36.tinypic.com/2exbtch.jpg

 

http://i34.tinypic.com/27x1afl.jpg

 

http://i35.tinypic.com/2vs22yv.jpg

 

http://i33.tinypic.com/2vcvxuw.jpg

 

http://i35.tinypic.com/2k0ao.jpg

 

اینـــم از كلاه گیسی كه در بارش صحبت میكرد

در كل براش آرزوی موفقیت میكنیـــم ... ایشاا... یه هــالیوودی خوب از آب در بیــاد


نظر ؟

|+|نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387 ساعت 16:30 توسط گوگولی |

به به

سلام گوگولیای باحال

عیدتون مبارک

من الان یه هفته هست که دارم میرم مدرسه

به سلامتی یه هفتش گذشت

من هر روز صبح ساعت ۷ میرم تا ۲ بعد از ظهر

و مهمترین قسمت داستان اینجاست که من یکشنبه ها تعطیلم !!!!!!!!

گوگولی های محترم اینجانب لرد گوگولی به استحضار گرامیتان میرسانم که دیگه نمیدونم چی بنویسم

مراقب خودتون باشید

مقشاتونم بنویسید و در همه حال به اون آدامسی که پدر جان می خواد واستون بخره فکر کنید

دوستون دارم گوگولیااااااا

بای بای

|+|نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387 ساعت 16:53 توسط گوگولی |

بازی بازی بازی
سلام سلام سلام

یکی از دوستای گلم منو به بازی دعوت کرده ( الناز جونم )

خب ۱۰ چیزی که دوست دارم :

خدا

بارون

زمستون

اینترنت

حسابان

دوستام

مامانم

بابام

خواهرم

پیچوندن

حالا چیزایی که دوست ندارم:

دروغ

کلاس گذاشتن

نامردی

سر کارم بذارن

سمند

نصیحت کردن و نصیحت شدن

مریض شدن

کم آوردن

سیر

مارمولک

و اما  دوستانی که به این بازی دعوت شدن :

نمک گیر ( الناز جونم )

نرگس جونم

بچه مثبت

فسقلی جونم

علی جون( عکسهای سوژه )

مهسا جینگولک جونم

ستاره جونم

من معذرت می خوام از کسایی که دعوت نشدن

آخه کار خیلی سختیه انتخاب کردن

البته من یه مقدار پارتی بازی کردم دوستای گوگولیمو دعوت کردم

ببخشید گوگولیا

 

 

 

|+|نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387 ساعت 14:38 توسط گوگولی |

 

سلام گوگولیا

شبای قدر واسه همتوت دعا می کنم

شما ها هم واسم دعا کنیدا

یه چیز دیگه هم میخوام بگم

میبینم که مدرسه ها داره باز میشه و منم که امسال سومم و به عبارتی باید کمتر بیام نت

منم که معتاد اینترنت

سعی میکنم حد اقل هفته ای یه بار بیام آپ کنم

اونم جمعه ها صبح

مدرسه ایا درساتونو بخونید نمره های خوب خوب بگیرید باباتون واستون آدامس بخره

دلم واسه همتون تنگ میشه تا جمعه هفته دیگه بای بای

راستی شما حتما به من هر هفته سر بزنیدا

دوستون دارم گوگولیاااااااااااااااا

 

|+|نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387 ساعت 16:26 توسط گوگولی |

نامه مامان غضنفر به غضنفر
نامه مامان گضنفر به گضنفر:

 

گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.

 وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.

آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،‌دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد

گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.

پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.

ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.

ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،‌اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.

اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.

راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده.

همين ديگه .. خبر جديدي نيست.
قربانت .. مادرت.

راستي:‌گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم.


نظر یادتون نره !!!!  84.gif 

|+|نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 ساعت 10:12 توسط گوگولی |

سوتی های بوش در بازی های المپیک پکن    !!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظر یادتون نره

 

|+|نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 ساعت 16:31 توسط گوگولی |

بــاران عــشـق12 اردیبهشت 87 - 11:07
الو ... الو... سلام کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟ مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟ پس چرا کسی جواب نمیده؟ یهو یه صدای مهربون! ..مثل اینکه صدای یه فرشتس .بله با کی کار داری کوچولو؟ خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده. بگو من میشنوم .کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟من با خدا کار دارم ... هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم . صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره؟؟؟؟ فرشته ساکت بود .بعد از مکثی نه چندان طولانی:نه خدا خیلی دوستت داره.مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟ بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روی گونه اش غلطید وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه میکنما... بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت ؛ بگو زیبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو..دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد وگفت:خدا جون خدای مهربون،خدای قشنگم میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...چرا ؟این مخالف تقدیره .چرا دوست نداری بزرگ بشی؟آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟ نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن. مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم .مگه ما باهم دوست نیستیم؟پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه ؟خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد... خدا پس از تمام شدن گریه های کودک:آدم ،محبوب ترین مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه...کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت. کاش همه مثل تو مرا برای خودم ونه برای خودخواهی شان میخواستند .دنیا برای تو کوچک است ... بیا تا برای همیشه کوچک بمانی وهرگز بزرگ نشوی... کودک کنار گوشی تلفن ،درحالی که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت . . .

 

 

|+|نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 ساعت 13:11 توسط گوگولی |

آخرین نوشته ها
سلااااااااااااااااااااام

خداحافظی

مخصوص دانش آموزان محترم..............